بخشی از نها ترانگ-تویی هوا
حدود ساعت ۹:۰۰ حرکت کردیم و در مسیر در یک مرکز خدمات هوندا توقف کردیم، جایی که آنها لاستیکهای ما را باد کردند و زنجیر را محکم کردند، که این کار به صورت رایگان انجام شد.
سفر با صداهای عجیبی از دوچرخه شروع شد. معلوم شد قسمتی از باربند که باربند به آن قلاب شده بود، هنگام عبور از دستاندازها به چرخ گیر میکرد. مجبور شدیم یک تعمیرگاه در بزرگراه پیدا کنیم که بتواند آن را تعمیر کند. حدود ۴۰ دقیقه وقتمان را صرف این کار کردیم و آنها آن را با ۳۰۰۰۰ دانگ ویتنام (حدود ۱۰۰ روبل) تعمیر کردند.
یک ساعت بعدی را در امتداد یک بزرگراه معمولی رانندگی کردیم، از کنار کامیونها، اتوبوسها و ماشینها رد شدیم، هیچ چیز جالب توجهی نبود. سپس جاده کنار دریا شروع شد.
سر راه در یک کافیشاپ شیک توقف کردیم ، آبمیوه و نارگیل به قیمت ۶۰۰۰۰ تا ۲۰۰ روبل خریدیم، از منظرهی خیرهکننده لذت بردیم و سپس به راهمان ادامه دادیم.
به فانوس دریایی رسیدیم ، ورودی نفری 30.000 دونگ ویتنامی است، میتوانید خودتان بالا بروید یا آنها شما را با دوچرخه و با پرداخت پول به آنجا میبرند، ما خودمان رفتیم... مناظر بسیار زیبا هستند، اما هوا گرم است، بهتر است کمی زودتر برویم.
ما به یک ساحل واقعاً زیبا، بسیار تمیز، بدون جمعیت، برگشتیم، آب مثل شیر گرم بود، من هرگز چنین آب گرمی ندیده بودم!!
ما واقعاً ناراحت بودیم که نمیتوانستیم شنا کنیم چون روز قبلش خالهایمان را با لیزر برداشته بودیم. برای همین تا کمر در آب ماندیم.
ما فقط ساعت ۱۶ به نقطه پایانی (شهر توی هوا) رسیدیم، اگرچه فقط ۱۷۰ کیلومتر طی کرده بودیم.
ما هتل را یک روز قبل از ورودمان با قیمت ۳۶۰،۰۰۰ دونگ ویتنام یا کمی بیش از ۱۰۰۰ روبل رزرو کردیم. با این قیمت میتوانید یک اتاق دو تخته لوکس با حمام اختصاصی بگیرید.
ما غذا خوردیم، در شهر قدم زدیم و بقیه شب را به استراحت گذراندیم. خود شهر توریستی نیست، با یک خاکریز عظیم، بسیار ساکت و خلوت.
بخشی از توی هوآ-کوئینن
روز بعد، پس از گذراندن شب در تویهویا، تلاش برای پیدا کردن چیزی برای خوردن شروع شد . این شهر توریستی نیست و فقط حدود یک یا دو مکان برای صرف صبحانه وجود دارد. ما یک رستوران محلی بیرونبر انتخاب کردیم، یک کافیشاپ پیدا کردیم و برای روز بعد (از آنجایی که تقریباً دو بار در روز غذا میخوردیم ) سیر شدیم .
در طول مسیر، در برج چم و کمی دورتر از شهر در یک معبد بودایی توقف کردیم. این منطقه بسیار آرام است، با مکانهای فراوان، محوطهای وسیع، و آنها حتی آب هم ذخیره کرده بودند.
جاده در امتداد دریا امتداد دارد، همه مکانها فوقالعاده هستند، حتی نمیدانم چطور دیگر آن را توصیف کنم
دلم میخواست روی یک سنگ بنشینم، پاهایم را در آب فرو کنم و تمام گوشه و کنار آنجا را کشف کنم. اما ایستادن برای مدت طولانی سخت بود. چند بار کلیک کردیم و سپس حرکت کردیم.
آنها همچنین اینجا توقف کردند ، پارکینگ پولی است.
جاده را با صخره دا دیا، سنگهای بازالت، پرتگاهها و خط ساحلی به پایان رساندیم.
ورودی این مکان ۴۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی است که کاملاً قابل قبول است.
تصمیم گرفتیم یک نارگیل (۳۰۰۰۰ دونگ ویتنامی ) در ملک داشته باشیم. دو تا خریدیم، نوشیدیم و تفالهاش را خوردیم. بعد تصمیم گرفتم که باید حال و هوای آنجا را تجربه کنم و حتماً یک نارگیل را در بالای کوه بنوشم. در نهایت نیمی از آنها را در طول مسیر و نیمی دیگر را در قله، در حالی که زیر سایه یک کاکتوس و زیر پیراهن نشسته بودیم، نوشیدیم، چون در قله هیچ درختی نبود، بنابراین دیگر به نارگیل نیازی نداشتیم.
مجموع: در روز دوم که از توی هوا به کی نون رانندگی کردیم، سفر با تمام توقفها حدود ۸ ساعت طول کشید
بخشی از ملکه نان و مناطق اطراف آن
در ابتدا، ما برنامهریزی کرده بودیم که سفر به این شکل باشد: بیدار شدن، رانندگی، دیدن شهر، گذراندن شب، و دوباره رانندگی.
اما وقتی به کوی نون رسیدیم، متوجه شدیم که میخواهیم بیشتر بمانیم، بنابراین یک روز اضافی ماندیم. به علاوه، دوچرخهسواری واقعاً بدنمان را خسته کرده بود، بنابراین تصمیم گرفتیم یک روز مرخصی بگیریم.
راستش را بخواهید، نمیفهمم چرا اینجا روی توسعه گردشگری سرمایهگذاری نمیکنند. سواحل فوقالعاده هستند، آب فوقالعاده گرم است، تفرجگاه طولانی و مرتب است. مناطق اطراف زیبا هستند، با کوهها و جادههای خوب. در واقع کمی از آنها ناامید شدهام؛ اصلاً توریستی وجود ندارد.
در کافهها انتخابهای زیادی وجود ندارد، اما ما یک KFC با امتیاز ۴.۸ روی نقشه و تقریباً ۱۰۰۰ نقد پیدا کردیم! دیگر کجا فست فودها چنین امتیازی میگیرند؟
ما در امتداد خاکریز کوی نون قدم زدیم، در اوج آفتاب کار کردیم و هنگام غروب آفتاب به محبوبترین مکان - کیپ ائو جیو - رفتیم.
هزینه ورودی ۲۲۰۰۰ دونگ است، فضای پیادهروی کوچک است
مناظر بسیار زیبا، منطقه مجهز
یک دهکده ماهیگیری دوستداشتنی در همان نزدیکی وجود دارد که عرض خیابانهایش بیش از ۱.۵ تا ۲ متر نیست و همین باعث میشود نگاهی اجمالی به زندگی روزمره مردم محلی بسیار جالب باشد.
توصیه میکنم تا ساعت ۴ بعد از ظهر برسید تا وقت کافی برای گشت و گذار در روستا، بازدید از بتکده و بالا رفتن از دماغه داشته باشید.
در مجموع، روز کسلکنندهای بود، اما من قطعاً از Quy Nhon خوشم آمد.
بخشی از کوی نون - کوانگ نگای
روز سختی بود. ما از قبل به طور محسوسی از سفر خسته شده بودیم؛ هوا خیلی گرم بود و همه چیز از سفر داشت بیحس میشد.
حدود ساعت ۱۰:۰۰، کاملاً خارج از جاده، حرکت کردیم، اما کنار یک صخره سنگی توقف کردیم.
در ادامه مسیر ، یک معبد بودایی وجود دارد که مسیر رسیدن به آن ۶۵۹ پله دارد، در آفتاب سوزان، واقعاً طاقتفرسا بود، بنابراین ما از کنارش رد شدیم، اما این مکان واقعاً ارزش دیدن دارد، مناظری از کل کوینن در آن وجود دارد!
راستش را بخواهید، آنها میتوانستند ما را با دوچرخهشان با ۶۰،۰۰۰ دونگ به آنجا ببرند، اما ما خیلی خسیس بودیم که وقتی خودمان بودیم، این همه پول بدهیم. اما آنها ما را راه ندادند.
کمی جلوتر یک ساحل متروک وجود دارد که میتوانید در آن استراحت کنید.
تنها جایی که آن روز بیشتر از ۵ دقیقه در آن توقف کردیم، یک کافه در یک مکان متروکه بود، اما خیلی زیبا و از نظر زیباییشناسی دلنشین بود. ویتنامیها میدانند چطور کافیشاپ درست کنند.
در راه، نزدیک بود روی شنها به آن برخورد کنیم و بعد چند کیلومتر در یک جاده خاکی وحشتناک رانندگی کردیم.
بقیهی سفر در امتداد جادهای خستهکننده، غبارآلود و پرسروصدا در کنار کامیونها گذشت؛ مسیر بسیار خستهکننده بود.
ترافیک واقعاً مثل چرخ گوشت است، بعضیها از سمت اشتباه جاده رانندگی میکنند، بعضیها بدون اینکه حتی به اطراف نگاه کنند، از پیچها منحرف میشوند، یک کامیون از کامیون دیگر سبقت میگیرد و همه اینها با بوقهایی که هر ۲ ثانیه یکبار به صدا در میآیند همراه است.
ما تازه ساعت ۶ بعد از ظهر به مقصدمان، شهر کوانگ نگای، رسیدیم.
بدترین قسمت ماجرا این بود که ما هتلی در مزارع برنج با امتیاز ۵.۰ در نقشه گوگل رزرو کرده بودیم، اما وقتی رسیدیم، هیچکس آنجا نبود و هیچکس هم تلفن را جواب نمیداد.
همسایهها با صاحبخانه تماس گرفتند و او نیم ساعت بعد رسید، اما اتاق آماده نبود، کثیف و غبارآلود بود. مشخص بود که هتل مدتی است اجاره داده نشده است.
مجبور شدم سریع یک اتاق جدید پیدا کنم، به مرکز شهر برگردم، و تقریباً ۱۰۰۰٪ گرسنه بودم.
خوشبختانه همه چیز خوب پیش رفت، شام برنج آناناس خوردیم و چند نوع آبجوی ویتنامی را امتحان کردیم.
مجموع: در روز چهارم، ما در عرض ۸ ساعت از کوی نهن به کوانگ نگای رسیدیم.
بخش کوانگ نگای-دا نانگ
آخرین روز سفر ما بود. در طول مسیر به ندرت مکان شگفتانگیزی وجود داشت، یا آنقدر غرق در مناظر بودیم که دیگر متوجه زیباییها نمیشدیم.
یک چیز شگفتانگیز: ما صبح به یک معبد بودایی رفتیم. به محل نزدیک شدیم، کلاه ایمنیمان را برداشتیم و از شدت صدای آنجا مبهوت شدیم. برای اینکه حال و هوای آنجا را درک کنید، صدای ویدیوی اول را تا آخرین حد ممکن زیاد کنید؛ دقیقاً مثل زندگی واقعی است. فقط صدای جیرجیرکها بود.
و سپس یک راهب ما را رهگیری کرد و شروع به گپ زدن با ما کرد و گفت که او روسیه را دوست دارد، اما مردم ما غمگین هستند.
ضمناً، ما صبحانه را در مکانی غیرمعمول برای ویتنام، در یک پیتزافروشی که پیتزا را در فر درست میکنند، خوردیم، مناسب بود.
همچنین میتوانید در کوانگ نگای، مکانی جذاب برای عکاسی توقف کنید.
در مسیر دانانگ، در ساحل توقف کردیم، کمی دورتر یک فانوس دریایی وجود دارد.
همچنین بنای یادبودی برای ماریا تو در شهر تمکی وجود دارد.
این بنا نمادی از مادران ویتنامی است که در طول جنگ ویتنام در دفاع از کشور متحمل خساراتی شدند.
حدود ساعت ۷ بعد از ظهر به مقصد نهاییمان، شهر دانانگ، رسیدیم، در هتلی اقامت کردیم و روی ساحل نشستیم.
اینجا الان خونه ماست برای ۳ ماه آینده.
خوشحال بودیم که از نها ترانگ به دانانگ با اتوبوس نرفتیم. این اولین تجربه ما از یک سفر طولانی با موتورسیکلت بود و کلی چیز دیدیم!
با اینکه باسنم درد میکرد و بیحس بود، دمای هوا تمام روز ۳۳ درجه بود و ما شبیه بیخانمانها به نظر میرسیدیم و بوی بد میدادیم، خیلی خوشحال بودم))
یکی از سفرها تمام شد، اما قطعاً آخرین سفر نیست.
P.S. به جای 540 کیلومتری که ناوبر نشان داد، تقریباً 1000 کیلومتر رانندگی کردیم





